تبليغاتX

را درصورت عدم مشاهده سایت فشار دهید و تا بارگذاری کامل سایت صبر کنیدf5

ضد حال
به تركه ميگن بابا تو بيشتر دوست داري يا مامانتو ميگه مامانتو


يه روز به يك تركه ميگن تا حالا بهت گفتن اقا
ميگه اره يه روز تو دستشويي بودم بهم گفتن اقا بيا بيرون

 

يه تركه ميره نجاري سفارش يه جعبه اندازه ??متر در ? سانت رو ميده نجاره تعجب ميكنه كه براي چي مي خواد ? تركه ميگه اسباب كشي داشتيم همه چيز رو در جعبه ها جمع كرديم آخر ديديم شيلنگ جا مانده است

 


به يه تركه مي گن شيري يا
روباه ؟
مي گه : مگه خر چه شه ؟!...

 

يه روز يه تركه ميگوزه ميگه : ببخشيد از دهنم پريد

 


مردم مهربان و خدا دوست تبريز در يك اقدام خدا پسندانه براي همدردي با زلزله زدگان شهر بم خانه هاي خود را خراب كردند

 


يه بار يه تركه تو اتوبوس بوده يه دختره را ميبينه خلاصه خيلي ازش خوشش مياد وقتي از اتوبوس پياده ميشه شماره اتوبوس را برميداره

 


يه دفعه يكي اسمش مول بود ميره مشهد ميشه مشمول((مشت مول))ميفرستندش سربازي

 


به تركه ميگن: تا حالا تو موقعيتي گير كردي كه نه راه پس

داشته باشي نه راه پيش؟! ميگه: آره، يه بار يه اره رفته بود تو ك و ن م!!

 

تركه با پسرش رفته بوده

دزدي، پاسبونه ميبينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم ميگذاره

دنبالشون و داد ميزنه: كره خر! واستا!! پسر تركه واميسته ميگه: بابا منو

شناسايي كردن، تو برو

 


تركه ميخواسته دور كمرشو

اندازه بگيره، يه خطكش ميكنه تو كونش ضربدر 3.14 ميكنه

 

 

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به

جاش فحش خواهر مادر ميده!

 

 

تركه زنگ ميزنه 118 ميگه شماره احمد محسني را داريد، يارو يه كلي ميگرده ميگه نه،تركه ميگه خوب پس يادداشت كن

 


تركه دوتا دزد ميگره زنگ ميزنه 220


به تركه ميگند چرا ترك شدي
ميگه:امكانات نبود


بعد يك ماه كه از ماه محرم گذشته مردم هر روز صداي طبل و سنج ميشنيدن خلاصه كنجكاو ميشن كه اين صدا از كجاست ميرن نگاه ميكنن مي بينن هيات تركا تو كوه بن بست گير كردند


به تركه ميگند دو دوتا چندتا ميشه ،ميگه چهارتا ،ميگند:اه...نرين تو جوك

 

به تركه ميگند چرا ترك شدي
ميگه:رفيق ناباب

 

عروس ميره گل بچينه،شهداري ميگردش

 

يه بار يه تركه ميره دستشويي،بعدش كه مياد بيرون ميبينند زده آفتابه را له ولورده كرده،ميگند چرا اينكار را كردي،ميگه آخه برا من فيگور ميگيره

 

سوسكه ميخاسته خود كشي كنه ميره كنار دمپايي ميخابه

 

+ نوشته شده در ساعت توسط افشین |

ضد حال یعنی......
+ نوشته شده در ساعت توسط افشین |

قزوينيه داشته واسه رفيقش تعريف مي‌كرده كه: بالام جان ديشب رفته بوديم عروسي، جات خالي مختلطِ مختلط ، مرد و پسر قاطي!


يك بابايي ميره قزوين، ميبينه ورودي شهر يك بچه آويزون كردن! يكم ميره جلوتر، ميبينه بالاي ميدون اصلي شهر هم سه تا ديگه بچه آويزونه! خلاصه اساساً كف ميكنه، از يكي ميپرسه: جريان اين بچه‌ها چيه؟ قزوينيه ميگه: بَبَم جان، اينا جوايز قرعه‌كشي بانك صادراته


يه روز جرج بوش رو دعوت مي كنن قزوين كه سخنراني كنه ...
همه قزوينيها ميان تو خيابون كه استقبالش كنن شعار ميدادند كه ...
دسته گل محمدي بچگي هات مي آمدي

 

به قزوينيه ميگن: يك خاطرة خوب تعريف كن، ميگه: بالام جان، بچه بود.. سفيد بود..! ميگن حالا يك خاطرة بد تعريف كن، ميگه: آي بالام جان، بچه بوديم... سفيد بوديم..!!


يه روز يه چي توز توپي ميره قزوين حلقه ي برمي گرده!!!؟

+ نوشته شده در ساعت توسط افشین |

به رشتيه ميگن بچه داري؟!‌ ميگه:‌ والله من نه، ولي خانم داره

از رشتيه ميپرسن: ممد آقا، بچه كجايي؟ ميگه: خودم بچه رشتم، ولي بابام بازار مشترك بوده

رشتيه داشته تو خيابون ميرفته يه دفعه يكي از پشت سر ميزنه پس كلش ميگه بگو بينم واقعا زدي يا شوخي كردي.... يارو ميگه نخير خيلي هم واقعي زدم ... رشتيه ميگه خب خيالم راحت شد چون من از شوخي خوشم نمياد

رشتي‌ها به روز پدر ميگن يوم الشك!

رشتيه داشته بچه‏اش رو مينداخته هوا، يهو بچهه ميفته خونه همسايه، رشتيه ميگه: حق به حقدار رسيد!

رشتيه زنشو ميبره تو چت جو ميگرتش send to all ميكنه

+ نوشته شده در ساعت توسط افشین |

 يه روز يه شيرازي ويه چيني با هم ازدواج مي كنن بچشون چشش تنگ ميشه ، ك و ن ش گشاد .
+ نوشته شده در ساعت توسط افشین |

 

" by pagerank"