را درصورت عدم مشاهده سایت فشار دهید و تا بارگذاری کامل سایت صبر کنیدf5
محسن تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟
میگه :آخه مصطفی قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.
به يه تركه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
به ادامه ی مطلب بروید
لری![]()
قزوینی![]()
ميدوني چرا نيوتن از سيبي که به سرش خورد تعجب کرد چون زير درخت گلابي نشسته بود
يه روز پير زن به پير مرد ميگه عزيزم توي 90 سالگرد ازدواجمون چي ميخواي پير مرد ميگه يك لحظه سكوت
رشتيه به زنش ميگه: چرا دير اومدي؟ ميگه: آخه يه اقاهه افتاده بود دنبالم، ولي خيلي اروم راه ميومد
- تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش، زير عكسه مينويسه: "سلام بر ننم، بالايي منم!
- يك بابايي رو ميفرستند ماموريت آذربايجان. يارو روز اول وارد شهر ميشه، از يكي ميپرسه: ببخشيد، بهترين هتل اين شهر كجاست؟ تركه يكم نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، بدترين هتل نداره كه. يك مسافرخونه داره، اونم دوتا چهار راه جلو تر دست چپه. خلاصه يارو مستقر ميشه. شب حوصلش سر ميره، ميگه حالا كه بيكاريم يك سينما بريم. ميره از يكي ميپرسه: ببخشيد، اينجا بهترين سينماش كجاست؟ يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، بدترين سينما نداره كه. يك سينما داريم، اونم سه تا چهار راه جلو تره. خلاصه يارو سينما رو پيدا ميكنه، ميره جلوي باجه بليط فروشي، ميگه: يك بليط بدين براي همين سانس، فقط جاش خيلي جلو نباشه. بليط فروشه يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه:گريبي؟! جاي جلو، جاي عقب نداره كه. بليط ميخري، ميري تو، هرجا گيرت اومد واميستي! خلاصه يارو ميره تو، از قضا يك جايي تو بالكن گيرش مياد. وسطاي فيلم، احتياج به قضاي حاجت پيدا ميكنه. از كناردستيش ميپرسه: ببخشيد، دستشويي كجاست؟ طرف يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: گريبي؟! داستشويي ماسشويي نداره كه، همين جا بلند ميشي واميستي، كارت رو ميكني! يارو با خودش ميگه: بابا اين عقلش ناقصه. از اونيكي كنار دستيش ميپرسه، اونهم همين جوابو ميده. خلاصه يارو داشته خيلي بهش فشار ميومده، ميبينه چاره اي نداره. بلند ميشه، قضيه رو درمياره، بسم الله شروع ميكنه به شاشيدن! يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هـــوي! گريبي؟! يك جا نگيريش، تكون تكونش بده، گلاب پاشش كن!
- دو تا لره با هم ميرن هتل، يكيشون رفته بوده توالت فرنگي، يه دفعه اون يكي سرميرسه، ميگيره ميزنه
دهن يارو رو سرويس ميكنه. ملت همه جمع ميشن، ميگن: چي شده؟ چرا اين بدبخت رو ميزني، مگه چيكار كرده؟ ميگه: مُو دو روزه داُرم از اي چشمه اُوْ مخورم، اي اومد ريده مينِش!
- تركه دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!
- عربه ميگوزه، كونش رگ به رگ ميشه!
- تركه داشته ميرفته ماشين بخره، زنش ازش ميپرسه: داري كجا ميري؟ ميگه: دارم ميرم ماشين بخرم. ميگه: ايشاالله بگو. تركه ميگه: برو بابا دلت خوشه! ماشين خريدن كه ايشاالله گفتن نداره. از قضا ميره تو راه پولشو ميدزدن. دست از پا دراز تر بر ميگرده خونه، در ميزنه. زنش ميگه: كيه؟ ميگه: ايشالله منم!
- تركه ميفته تو جوب زنگ ميزنه، عربه ميره در رو باز ميكنه!
- تركه رو ميكنن رئيس صدا و سيما، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن. رفيقاش ازش ميپرسند: چي شد؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم!
- به عربه ميگن تو چقدر خري! ميگه: آقام معرك س!
- رفيق تركه بهش ميگه: من سيدم، فرزند امام حسينم! تركه ميگه: اِاِاِ..! علي اصغر تويي؟! ماشالله چقدر بزرگ شدي!
- يه جشنواره شكار بوده تو جنگلهاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون. ميگن: دونشوت ديگه چيه؟ اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي ميگفتند:DON'T SHOOT!! DON'T SHOOT!!
- به تركه ميگن خر بهتره يا گاو ميگه: گاو. ميگن چرا؟ ميگه:آخه آدم خوب نيست از خودش تعريف كنه!
- تركه نشسته بوده تو تاكسي كه يك زنه خيلي چاق سوار ميشه. تركه برميگرده به زنه ميگه: ميبخشيد خانم، اسم شما چيه؟ زنه با عشوه ميگه: غنچه! تركه ميگه: واي تو باز بشي چي ميشي؟!
- تركه واستاده بوده دم ترمينال ميخواسته بره شمال. خلاصه يك سواري گير مياره، همينكه سوار ميشه، آرم بنزه توجهشو جلب ميكنه. از راننده ميپرسه: آقاي راننده، ميبخشيد اين يارو چيه؟ رانندهه ميگه: اين آرمشه. تركه ميگه: آرم چيه، فحشه؟! ميگه: نه بابا، اين سمبلشه، نشونه ماشينه. تركه: ميگه: آآهان! پس نشونشه، فهميدم! خلاصه راه ميفتند. همينجوري كه داشتن تو جاده ميرفتن يه دفعه يه پيرمرده و خرش ميان وسط جاده. راننده با هزار بدبختي ردشون ميكنه و ميگذره، بعد بر ميگرده تو آينه نگاه ميكنه ميبينه خره يه ور پرت شده پيرمرده هم يه ور. ميگه:اِه! من كه نزدم بهشون؟ تركه ميگه: برو بابا! نشونشه، نشونشه! اگه من درو باز نكرده بودم كه نميخورد بهشون!
- تركه زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟ ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟!
- تركه ميره نونوايي، هيچكي هم تو صف نبوده، ميگه: آقا دو تا نون بده. شاطره با خودش ميگه اين بابا تركه، بگذار يكم سركارش بذاريم! ميگه: آقا نوبتو رعايت كن، برو آخر صف وايسا! تركه يكم نگاه ميكنه ميبينه كسي نيست، دوباره ميگه: برادر دو تا نون بده، چرا اذيت ميكني؟ دوباره شاطره ميگه: بابا اين همه آدم تو نوبته، برو ته صف وايسا! تركه شاكي ميشه، يه سنگ ور ميداره ميزنه سر تا سر شيشه مغازه رو ميشكنه. شاطره داد ميزنه: هوي! شيشه رو چرا ميشكني!؟ تركه ميگه: اين همه آدم اينجا وايسادن، چرا خر منو چسبيدي؟!
- تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده ميخواسته بره عرق بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا روپرت ميكنه تو جوب!
- تركه چراغ علاالدين پيدا ميكنه، شروع ميكنه تميز كردنش كه يه دفعه غوله از توش در مياد و ميگه: من غول چراغم هرچي ميخواي آرزو كن تا برات برآورده كنم! تركه هم ازون حزبلاي تير بوده، ميگه: برو قدس رو آزاد كن! غوله ميگه: بابا دمت گرم! ما رو با اين اسرائيليا در نيانداز، اينا خطرناكن، بمب اتمي دارن، آمريكا پشت سرشونه، سر جدت يه چيز ديگه بگو! تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: باشه، بيا يه كاري كن ديگه به ما تركا نگن خر! يهو غوله شروع ميكنه بند و بساطش رو جمع جور ميكنه كه بره، تركه بهش ميگه: هوي! كجا داري ميري؟! ميگه: قربونت! ميرم همون قدس روآزاد كنم!
- تركه ميره كتابفروشي ميگه: آقا كتاب تركها آدم ميشوند رو دارين!؟ يارو ميگه: نه آقا ما كتاب تخيلي نداريم!
- تركه شاكي ميشه، ميگه: آخه چقدر ميگن تركها خرن؟! اصلاً من ميرم زير اقيانوس زندگي ميكنم، ديگه از روي زمين خسته شدم! خلاصه لوازم قواصي رو جور ميكنه و ميره زير اقيانوس. هنوز پنج دقيقه نگذشته بوده كه يه دفعه يه كوسه مياد بهش ميگه: ببخشيد، شما تركيد؟! تركه خيلي شاكي ميشه، ميگه: آخه لامصب! تو از كجا فهميدي؟! كوسهه ميگه: آخه فقط تركها كپسول گاز به خودشون ميبندن ميان زير آب!238- يك بابايي رو ميخواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش ميگند: چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي، ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! ميزنده زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن: بخند! وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت ميفهمي!
- تركه و اصفهانيه و قزوينيه رو ميخواستن اعدام كنند. به اصفهانيه ميگن: چه جور ميخواي اعدامت كنيم؟ ميگه: با چوبه دار. ميان اعدامش كنن يه دفعه طناب دار پاره ميشه. قانون اعدام هم اين بوده كه اگه طناب پاره شه ديگه يارو بخشيده ميشده. خلاصه ولش ميكنند بره پي كارش. بعد ميرسن به قزوينيه. بهش ميگن تو رو با چي اعدام كنيم؟ ميگه با گيوتين. اينم تا ميان اعدام كنن يه دفعه وسط راه گيوتين گير ميكنه و پايين نمياد. خلاصه قزوينيه هم بخشيده ميشه. نوبت تركه ميشه، بهش ميگن: تو دوست داري چطوري اعدام شي؟ ميگه: والله طناب دارتون كه پاره ميشه، گيتينتون هم كه خرابه، مارو تيربارون كنين!
- تركه زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش ميپرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ تركه ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. تركه ميگه: خوبه همينو بدين!
- رشتيه ميرفته كلاس غيرت تركها. نصفه شب خانمش بلند ميشه، ميگه: خانم جان! اينوقت شب كجا ميري؟ ميگه: ميرم دستشويي. ميگه: نميخواد، بشين خودم ميرم! - يه تركه داشت با كايت پرواز مي كرد. يك كلاغ از بغلش رد شد و گفت: به حق چيزاي نديده، من كركس ديده بودم ولي خركس نديده بودم!
- يارو تركه هي مينشست و با گريه و زاري دعا مي كرد و مي گفت: يا امام رضا قربونت برم، يه كاري كن من توي مسابقه ارمغان بهزيستي صد ميليون تومن برنده بشم…يك شب امام رضا اومد به خواب زن تركه و بهش گفت: برو به اين شوهرت بگو اين كه اين همه گريه و دعا مي كنه آخه بره حداقل يك كارت ارمغان بخره كه من برندهاش كنم!
- به يك تركه گفتن :تو كه اين همه كارت ارمغان بهزيستي ميخري اگه زد و توي صد سالگيات صد ميليون تومن بردي، با اون پول چيكار مي كني؟ گفت: ميدم صد هزارتا توالت باهاش بسازن. گفتن: اين همه توالت براي چي؟ گفت: براي اينكه همه بيان و بشاشن تو شانس من كه تو صد سالگي برنده شدم.
- يه لره از روستا اومده بود تهران. اون بيچاره كه تا اون موقع توي روستاشون دختر قشنگ يا چيزي نديده بود، تا يك دختر خيلي خوش تيپ تهراني از بغلش رد شد و بوي عطر اون مستش كرد، با حسرت به خودش گفت: اي قوربانش برم اگه چوسش اينه، پس گوهش خوردنيه!
- يارو لره اسمش يوسف بود. شب دير وقت اومد خونشون و چون نخواست مزاحم خواب بچه هاش بشه، چراغ را روشن نكرد و مثل هميشه رفت سراغ جايي كه مي دونست زنش مي خوابه، سرش را گذاشت و خوابيد دست بر قضا زنش اون شب جايش را عوض كرده بود و سر و ته خوابيده بود و چون آن شب لوبيا خورده بود، هي ازش باد بي صدا خارج مي شد. لره كه فكر مي كرد سرش پهلوي سر زنش است، با خود گفت: اي قوربان اين زن برم كه اينقده منو دوست داره كه حتا توي خواب هم منو صدا مي كنه و هي ميگه: يوفس…يوفسسس…
- تركه پيراهن مشكي پوشيده بود. گفتند: خدا بد نده چي شده؟ گفت: انگشت بابام رفته زير تريلي! گفتند: خب اين كه پيراهن مشكي پوشيدن نداره! گفت: آخه انگشت بابام توي دماغش بوده.
- تركه رفت ساندويچي و گفت: داداش يه همبرگر بده با دوتا از اون نوشابه زرد بزرگها. بعد از اينكه ساندويچ و نوشابه هايش را خورد و رفت براي حساب، ديد صاحب مغازه خيلي گران حساب مي كند، با عصبانيت گفت: مگه دو تا نوشابه چنده؟ يارو خنديد و گفت: داداش اوني كه تو خوردي نوشابه نبود، روغن مازولا بود!
- تركه دوتا پيراهن مشكي روي هم پوشيده. گفتند: چرا دوتا پيراهن مشكي روي هم پوشيدي؟ گفت: آخه مامان و بابام دوتاشون با هم توي تصادف مرده اند.
- به تركه پول دادند و گفتند: برو يك روزنامه كيهان يا اطلاعات بخر. بعد ازيك ساعت ديدند همشهري سر يك خر را گرفته و با خود مي آورد. با تعجب پرسيدند: تو رفتي كيهان بخري اين چيه؟ گفت: راستش كيهان و اطلاعات نبود، منم " همشهري" خريدم.
- لره ساعت خريده بوده، رفيقش هي ازش ميپرسيد ساعت چنده. آخرش لره شاكي ميشه، ميگه: حالا آنقدر
بَپِرس بَپِرس تا بَريني توش!
- تركه ميخواسته هواپيما بدزده، ميره تو كابين خلبان، تفنگ ميگذاره رو شقيقه خلبان، ميگه: يا ميري آمريكا يا...بوم!
204- يارو زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!
- به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار!
- آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نميخوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو ميبريم خونه، مامانو ميخوريم!
- تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!
- تركه رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است!
- تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا
دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!
- به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!
- تركه ميره مشهد حرم امام رضا رو ميبينه، ميگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااين همه طلا چرا هشتم شدي؟!
- يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!
- تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو
نفر خيلي بود!
- به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!
- تركه داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار ميكرده، يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر! خونتون آتيش گرفته، زن و بچت سوختن، مردن! تركه هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره، خودشو ازون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته ميافتاده، يهو به خودش ميگه: اِااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اِاِاه.. منكه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،ميگه: اِاِااه..! منكه غضنفر نيستم!
ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!
لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم
لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه
يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن
بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!
لره داشته تو لسآنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!
لره با اتوبوس ميره تهران خيلي توي راه بوده
وقتي ميرسه به تــــهران ميگه من ديگه ايران برنميگردم
لره دوزاري سياه پيادا ميكنه، ميره تلفن عمومي گوشي رو برميداره، ميگه: الو آفريقا
لره ميره مسابقه 20 سوئالي
مجري به كرده ميگه جواب سئال يه حيوونه شما شروع كنين به پرسيدن
لرده شروع ميكنه:
1 ميتانم بگيرمش ؟
مجري ميگه بله
لره ميگه : پلنگه ، بازه ، چيتايه ، غزاله، يوز پلنگه ، عقابه ، …
مجريه داغ ميكنه ميگه نه آقا اينا نيست 10 تا از سئالات تموم شد ده تا ديگه بپرس
لره ميگه : ميتانم با يه دست بلندش كنم
مجري ميگه : بله
لرده شروع ميكنه كه : فيله ، اسب آبيه ، واله ، كرگدنه ، نهنگه ،…
مجري ميگه خير شما باختين جواب سوئال ( قورباغه ) بوده
لرد.ه ميگه : به علي دانستم عارم آمد بگم
دو تا لر ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور
به يه لره ميگن خسته نباشي
ميگه اگه باشم چه گهي ميخوري
لره تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و
حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند
بشه به غل دستيش ميگه :
آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار
لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون. رفيقش ميپرسه: چي شد فرهاد؟ لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بي!!!
يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات