X
تبلیغات
بانک ضدحال - جوک لری

ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

 

 

 

 

لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم

 

 

 

 

لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه

 

 

 

 

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن

 

 

 

 

بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!

 

 

 

 

لره داشته تو لس‌آنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!

 

 

 

 

لره با اتوبوس ميره تهران خيلي توي راه بوده

وقتي ميرسه به تــــهران ميگه من ديگه ايران برنميگردم

 

 

 

 

لره دوزاري سياه پيادا ميكنه، ميره تلفن عمومي گوشي رو برميداره، ميگه: الو آفريقا

 

 

 

 

لره ميره مسابقه 20 سوئالي

مجري به كرده ميگه جواب سئال يه حيوونه شما شروع كنين به پرسيدن

لرده شروع ميكنه:

1 ميتانم بگيرمش ؟

مجري ميگه بله

لره ميگه : پلنگه ، بازه ، چيتايه ، غزاله، يوز پلنگه ، عقابه ، …

مجريه داغ ميكنه ميگه نه آقا اينا نيست 10 تا از سئالات تموم شد ده تا ديگه بپرس

لره ميگه : ميتانم با يه دست بلندش كنم

مجري ميگه : بله

لرده شروع ميكنه كه : فيله ، اسب آبيه ، واله ، كرگدنه ، نهنگه ،…

مجري ميگه خير شما باختين جواب سوئال ( قورباغه ) بوده

لرد.ه ميگه : به علي دانستم عارم آمد بگم

 

 

 

 

دو تا لر ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور

 

 

 

 

به يه لره ميگن خسته نباشي

ميگه اگه باشم چه گهي ميخوري

 

 

 

 

لره تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و

حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند

بشه به غل دستيش ميگه :

آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار

 

 

 

 

لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون. رفيقش ميپرسه: چي شد فرهاد؟ لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بي!!!

 

 

 

 

يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات

 

 


+ نوشته شده در سیزدهم اردیبهشت 1384ساعت توسط افشین |

 
بسته ی کامل تاپ ناچ، فیلم های آموزشی، فایلهای صوتی، کتابهای معلم ،آزمونها

zaban2.ir

zaban2.ir

بازی زیبای بن تن 4-BEN 10 COSMIC DESTRUCTION

فروشگاه

با کلیک روی دکمه ی +1 به بانک ضدحال امتیاز بدهید